مهدى محقق

16

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )

نقل مىكند كه خلاصهء آن اين است : صحت و سلامتى چيزى است كه هيچ‌چيز مطلوب و لذت‌بخشى با آن برابرى نمىكند و داشتن و نگهداشت آن مورد جستجو و طلب هر كسى است و آنچه مردم در تدبير دنيا و معاش خود مىكوشند براى همين است . بنابراين ، پزشكى كه حافظ اين سلامتى است برترين صناعات مىباشد و آن كسى كه منكر اين حقيقت باشد با خدا عناد مىورزد و تدبير او را خدشه‌دار جلوه مىدهد ، و ما مىبينيم در همهء شهرهاى مسكونى ، اين علم بسيارى از بيماريها را درمان مىكند . ابن هندو سپس مىگويد : « اين شرافتى است كه در ذات و جوهر علم طب است و اگر به شرافت عرضى صناعات و آنچه علوم را نزد جمهور برتر و ممتاز مىسازد نظر افكنيم همچون جاه و مال « 21 » و شهرت و همچنين فوايد اخروى آن ، كه مكانت نزد خدا و رسيدن به ثواب باشد ، باز هم طب در مرحلهء اعلا و مرتبهء برتر قرار دارد . او در پايان از پزشكان زمان خود شكايت مىكند كه به اسم و رسم اكتفا ورزيده و خود را چنان پايين آورده‌اند كه بدانچه مردم آنان را با مزينان « 22 » و حجامان و فصادان برابر دارند خرسندند ، خصوصا اگر به وسيلهء سلطان فرا خوانده شوند و بر مركب رهوارى كه فقط يك‌بار برنشينند كه نزد او روند ، خود را در بالاترين مرتبه احساس مىكنند ؛ و استاد من ابو الخير خمار راست مىگفت كه اين حرفه پيش از اين نزد شاهزادگان شريف و متألهان برگزيده بود ، ولى اكنون به دست اوباشى افتاده كه براى بهرهء دنيايى ، خود را به مرتبهء خادمان و بردگان نسبت به بيماران صاحب مكنت تنزل مىدهند . اينان با بقراط كه نهايت كوشش را در بزرگداشت علم خود و اداى حق پزشكى مبذول داشت چه مانندگى دارند ؟ « 23 »

--> - آن را به زبان سريانى ، براى جبرئيل بن بختيشوع ، و حبيش آن را به عربى ، براى احمد بن موسى ، ترجمه كرده است . رسالهء حنين ، ص 46 ؛ بيست گفتار ، مهدى محقق ، ص 410 . خلاصه‌اى از اين كتاب تحت عنوان مختصر مقال جالينوس فى الحث على تعلم العلوم و الصناعات در مجموعهء دراسات و نصوص فى الفلسفة و العلوم عند العرب چاپ شده است . ( 21 ) . دربارهء پزشكى گفته شده است كه سودمندترين علوم و سودآورترين سرمايه‌هاست ( انفع الصنايع و أربح البضائع ) . دعوة الاطباء ، ص 2 . ( 22 ) . جالينوس « تزيين پزشكى » را از اجزاء طب دانسته و ميان آن و « تزيين تحسينى » جدايى قايل شده است . مقالة جالينوس فى اجزاء الطب ، ص 25 . در اينجا ، مراد ابن هندو مسلما تزيين تحسينى است . ( 23 ) . بقراط تعليم پزشكى را از انحصار طبقات اشراف بيرون آورده و از اين جهت حق بزرگى بر پزشكى دارد . ابن جميع گويد كه در زمان اسقلبيوس سوگندها و پيمانها در ميان پزشكان استوار گرديده بود كه فقط پزشكى را به فرزندانشان بياموزند و چون زمان بقراط فرارسيد ، از ترس آنكه مبادا اين علم تباه و نابود شود ، معلمان را به منزلهء پدران و متعلمان را به مثابهء فرزندان قرار داد و صناعت پزشكى را همچون نسب و نسبت به شمار آورد و ميان دانشجويان بر اين امر پيمانها و سوگندهايى برقرار كرد تا ارتباط علمى خود با استادان را همچون ارتباط نسبى با پدران بدانند . المقالة الصلاحية ، ص 23 .